غزل شمارهٔ 266
شاعر: جامی
Toggle stanza 1از یار کهن نمی کنی یاد
11
از یار کهن نمی کنی یاد
این پیشه نو مبارکت باد
22
فریاد کسی نمی کنی گوش
پیش که کنیم از تو فریاد
33
با دولت بندگیت هستیم
از خواجگی دو عالم آزاد
44
شاید که تو را فرشته خوانند
کین لطف ندارد آدمیزاد
55
آن سوخته یافت لذت عشق
کز وصل نشان ندید و جان داد
66
از شکر جانفزای شیرین
پرویز نیافت ذوق فرهاد
77
مرغ چمن وفاست جامی
در دام غم و بلا چه افتاد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

