غزل شمارهٔ 266

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
از یار کهن نمی کنی یاد
1

از یار کهن نمی کنی یاد

این پیشه نو مبارکت باد

2

فریاد کسی نمی کنی گوش

پیش که کنیم از تو فریاد

3

با دولت بندگیت هستیم

از خواجگی دو عالم آزاد

4

شاید که تو را فرشته خوانند

کین لطف ندارد آدمیزاد

5

آن سوخته یافت لذت عشق

کز وصل نشان ندید و جان داد

6

از شکر جانفزای شیرین

پرویز نیافت ذوق فرهاد

7

مرغ چمن وفاست جامی

در دام غم و بلا چه افتاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور