Toggle stanza 1
در ره تو ز دیده پا کردم
1

در ره تو ز دیده پا کردم

خاک پایت به دیده جا کردم

2

بستم از هر چه بود چشم امید

پس به روی تو دیده وا کردم

3

سینه را از خیال غمزه تو

هدف ناوک بلا کردم

4

هر نمازی که روی در قبله

دور از ابروی تو ادا کردم

5

چون تو برداشتی ز رخ پرده

پیش ابروی تو قضا کردم

6

دوش در ترک عشق با جامی

تا دم صبح ماجرا کردم

7

گفت برخیز کز محالات است

ترک کاری که عمرها کردم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور