غزل شمارهٔ 54
Toggle stanza 1دلم نقطه درد افتاده است
11
دلم نقطه درد افتاده است
درین نقطه کی فرد افتاده است
22
سرشکم به رخ نقطه سرخی است
که بر صفحه زرد افتاده است
33
جگر بی تو گرم است و دل نیز گرم
همین آه من سرد افتاده است
44
تو ماه زمینی چرا آه من
ز تو آسمانگرد افتاده است
55
خطت سایه زلف و رخ زیر خط
گل سایه پرورد افتاده است
66
خطت طوطی آمد لب چون شکر
به آن خط چه در خورد افتاده است
77
رسد جامی از ملک دل وین غزل
ازان ره ره آورد افتاده است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

