غزل شمارهٔ 149
شاعر: جامی
Toggle stanza 1جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد
11
جلوه گل رخت از طره چون سنبل کرد
کجه هندوی زلف کچه بازت گل کرد
22
باغبان زلف سیه برگل رخسار تو دید
یاد جعد گره اندر گره سنبل کرد
33
با تو گل سر ز گریبان لطافت برزد
جامه را بر تن او باد صبا جل جل کرد
44
خانه مرغ دلم شاخ سر طوبی بود
عاقبت خانه خود در سر آن کاکل کرد
55
عاشق مست که در بزم چمن نعره زن است
کاسه داریش گل و مطربیش بلبل کرد
66
کشتی باده پیاپی پل دریای غم است
وقت آن خوش که عمارتگری این پل کرد
77
جامی از جام جمالیست غزلخوان که به باغ
گلبن از جرعه ای آن ساغر گل پر مل کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

