Toggle stanza 1
دم به دم خونم ز دیده بر گریبان می‌چکد
1

دم به دم خونم ز دیده بر گریبان می‌چکد

می‌فشانم چون گریبان را به دامان می‌چکد

2

می‌نویسم وصف لعلت وز شکاف کلک من

آب حیوان می‌تراود رشحه جان می‌چکد

3

از شکاری نیست هریک از دل صاحبدلی‌ست

قطره‌قطره خون که تیرت را ز پیکان می‌چکد

4

نیست اشک این بر رخم در سینه پیکان‌های تو

آب گشته ز آتشم و اکنون ز مژگان می‌چکد

5

پیش رویت گر زدم آه و شدم گریان چه عیب

موسم گل می‌درخشد برق و باران می‌چکد

6

از خوی رخسار تو یا جرعه لب‌های توست

هر نم لطفی که بر خوبان بستان می‌چکد

7

شیشه سبز فلک را ساخت جامی پر گلاب

بس که آبش چون گل از اوراق دیوان می‌چکد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور