غزل شمارهٔ 261
شاعر: جامی
Toggle stanza 1عجب در عربدهست امروز با من ترک مست من
11
عجب در عربدهست امروز با من ترک مست من
گریبانم به دست او و دامانش به دست من
22
منم پر سرو و گل باغی ز فکر قد رخسارش
که باشد تیر طعن عیبجویان خاربست من
33
به دارم سر بلندی داد آن نخل جهان آرا
چه عالی شد ببین ز اقبال عشقش قدر پست من
44
مرا شد عمر شست و ماهی آن ساعد سیمین
نیفتاد اندرین گرداب غم هرگز به شست من
55
بت من خودپرست از آینه من بتپرست از وی
ندارد فکر حال بتپرستان بتپرست من
66
فکند آن سرو سایه بر سر من چشم آن دارم
که فردا سایه طوبی بود جای نشست من
77
فکند آن سرو سایه بر سر من چشم آن دارم
که فردا سایه طوبی بود جای نشست من
88
نیم من جامی آسودهخاطر آن تُنُکجامم
که از سنگ جفا آن تندخو خواهد شکست من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

