بخش 36 - در بیان سخن آن عارف که گفت دوستان همه عالم دشمنند و همه دشمنان دوستند
Toggle stanza 1عارفی گفت هر که یارم شد
11
عارفی گفت هر که یارم شد
خصم جان امیدوارم شد
22
جوهر من مناسب خود یافت
رویم از حق به جانب خود تافت
33
مرد حق زان که را بتر داند
که دلش را ز حق بگرداند
44
وان که با من ز دشمنی زد دم
دوستدار من اوست در عالم
55
رویم از خود بتافت در حق کرد
قبله ام وجه حق مطلق کرد
66
که ازان به به پیش عاشق زار
که کند روی او به جانب یار
77
دشمنان خدا به مذهب من
دوستانند و دوستان دشمن
88
تا تو در بند نفس وسواسی
دشمن خود ز دوست نشناسی
99
نیست بر رهروان ستمگاره
هیچ دشمن ز نفس اماره
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

