بخش 51 - حکایت روباه و روباه بچه
Toggle stanza 1گفت با روباه بچه مادرش
11
گفت با روباه بچه مادرش
چون به باغ میوه آمد رهبرش
22
میوه چندان خور که بتوانی به تگ
رستگاری یافتن ز آسیب سگ
33
گفت ای مادر چو بینم میوه را
کی توانم کار بست این شیوه را
44
حرص میوه پرده هوشم شود
وز گزند سگ فراموشم شود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

