بخش 33 - در صفت بزم عیش سازی و سرود عشرت پردازی وی
Toggle stanza 1شب که از هر کار دل پرداختی
11
شب که از هر کار دل پرداختی
با حریفان نرد عشرت باختی
22
بزمگاهی چون بهشت آراستی
مطربان حور پیکر خواستی
33
چون دماغ او شدی از باده گرم
برگرفتی از میان جلباب شرم
44
گاه با قوال دمساز آمدی
با مغنی نغمه پرداز آمدی
55
تن تنش را از لب شکر شکن
چون مسیحا جان درآوردی به تن
66
گه شدی همراه نایی رهسپر
کرد از لبها نیش را نیشکر
77
بانگ نی را با شکر آمیختی
گوش را شکر به دامن ریختی
88
گاهی از چنگی گرفتی چنگ را
تیز کردی سوزناک آهنگ را
99
فندق تر ریختی بر خشک تار
در تر و در خشک افکندی شرار
1010
گاهی از بربط چو طفل خردسال
در کنار خود به زخم گوشمال
1111
ناله های دردناک انگیختی
بالغان را از مژه خون ریختی
1212
گاه می شد بلبل آوا در غزل
گاه می زد دست در قول و عمل
1313
هر شب اینش کار بودی تا سحر
با حریفان اینچنین بردی به سر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

