بخش 145 - در بیان سهر و بیخوابی که رکن چهارم ولایت و مقام ابدال است
Toggle stanza 1خواب مرگ و حیات بیداریست
11
خواب مرگ و حیات بیداریست
صلح مرگ از حیات بیزاریست
22
می گریزی ز زخم نشتر مرگ
چه کنی روی در برادر مرگ
33
خواب دزدیست زندگانی کاه
نقد خود را ز دزد دار نگاه
44
مثلی روشن است بر که و مه
که سپردن به دزد کالا به
55
مگر این دزد ازان بود بالا
که سپردن توان به او کالا
66
باشد ای کرده رو به راه طلب
نیم عمر تو روز و نیمی شب
77
شب تو چون همه گذشت به خواب
عر تو نیمه شد به وقت حساب
88
بر تو خواهی دراز گردد روز
چیزی از شب بدزد و بر وی دوز
99
فی المثل گر شود ز عمر تو کم
روزی افتی میان غصه و غم
1010
صد شب از عمر خویش کم کردی
غم آن از غرور کم خوردی
1111
قصد شبگیر کن که بی شبگیر
نیست این راه انقطاع پذیر
1212
شبروان را ز ره بریدن شب
گرچه باشد هزار گونه تعب
1313
چون به منزل شتر بخوابانند
آن زمان مدح شبروی خوانند
1414
انما السائرون کل رواح
یحمدون السری لدی الاصباح
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

