بخش 169 - سؤال و جواب
Toggle stanza 1ور تو گویی که کاملان بسیار
11
ور تو گویی که کاملان بسیار
ما و من آورند در گفتار
22
بی شک ایشان بسی شتافته اند
وز من و ما خلاص یافته اند
33
ما و من بر زبان چرا رانند
غرض از ما و من که را دانند
44
گویم آن کس که شد ز خویش خلاص
شد به سر شهود وحدت خاص
55
غیر مشهود خود نداند هیچ
غیر ازان بر زبان نراند هیچ
66
نشود زانش ما و من مانع
هر چه گوید بر آن شود واقع
77
من چو گوید مرادش از من اوست
اوست چون مغز و لفظ ها همه پوست
88
بلکه حق بر زبان او گویاست
نطق حق از زبان او پیداست
99
متکلم ز خود چو گوید راز
جز من و ما دگر چه گوید باز
1010
قایل من چو نیست جز ذوالمن
غیر ذوالمن کجا بود آن من
1111
قطره چون بحر ساخت ناچیزش
که تواند ز بحر تمییزش
1212
به من و ما اگر شود گویا
من و مایش بود همان دریا
1313
گرچه آرد هزار طوفان زور
نفتدش در شهود بحر فتور
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

