بخش 137 - اشارت به تقسیم جوع به اختیاری و اضطراری
Toggle stanza 1جوع آیین سالک راه است
11
جوع آیین سالک راه است
شیوه عارفان آگاه است
22
جوع سالک به اختیار بود
جوع عارف به اضطرار بود
33
می نماید رونده مرتاض
از مطاعم به قصد خویش اعراض
44
تا دلش خوی با خوشی نکند
نفسش آهنگ سرکشی نکند
55
راهش آخر به مقصد انجامد
چون به مقصد رسد بیارامد
66
مرد عارف چو یافت لذت قرب
نه به اکلش فتد کشش نه به شرب
77
اکل و شربش چه باشد انس به حق
دایم او در حق است مستغرق
88
لقمه از خوان یطعمش بینی
شربت از چشمه سار یسقینی
99
جان او در تجلی صمدی
دارد از حق تسلی ابدی
1010
حاجت خوردن از تهی شکمیست
مر صمد را تو خود بگو چه کمیست
1111
گر صمد را کسی کند تعریف
فهو مالم یکن له تجویف
1212
وصف تجویف خاص امکان است
پری او ز فیض رحمان است
1313
گر نه رحمان کند وجود دهی
ماند از معنی وجود تهی
1414
ذات رحمان چو هست عین وجود
خالی از کجا تواند بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

