بخش 38 - اشارت به آنکه مقصود ازین مدحت ها مدحت شهریار کامگاریست خلدالله ملکه و سلطانه
Toggle stanza 1شب خرد آن ناصح شیرین خطاب
11
شب خرد آن ناصح شیرین خطاب
کرد مشفق وار آواز عتاب
22
گفت جامی فکرت بیهوده چند
سودن این کلک نافرسوده چند
33
هر که بر ملک بقا فیروز نیست
دی به فرض ار بوده است امروز نیست
44
گم مکن سر رشته مقصود را
مدح کم گو شاه ناموجود را
55
گفتم ای سرچشمه دانشوری
بر تو ختم اندیشه نطق آوری
66
قصد من زین مدح شاه دیگر است
کافسر اقبالش اکنون بر سر است
77
هفت کشور سخره فرمان اوست
هفت دریا رشحه احسان اوست
88
وصف خاصان به ز عام اندر نهفت
باد صافی وقت آن عارف که گفت
99
«خوشتر آن باشد که وصف دلبران
گفته آید در لباس دیگران »
1010
هر کس آری محرم این راز نیست
بر رخ هر محرم این در باز نیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

