بخش 74 - مشکل شدن مصاحبت زاغ و کبوتر بر آن حکیم و حل گشتن آن
Toggle stanza 1زد حکیمی به طرف باغ قدم
11
زد حکیمی به طرف باغ قدم
دید زاغ و کبوتری با هم
22
هر دو فارغ نشسته بر یک شاخ
در زبان آوری به هم گستاخ
33
مانده حیران به فهم خرده شناس
کین نه بر وفق حکمت است و قیاس
44
صحبت جنس جز به جنس که دید
الفت بی مناسبت که شنید
55
ناگه از شاخ آمدند فرو
به تمنای آب بر لب جو
66
بر سر خاک در شتاب شدند
لنگ لنگان به سوی آب شدند
77
دید از آنجا که تیز فرهنگیست
که میانشان مناسبت لنگیست
88
لنگی پا رساند بر همشان
در تکاپوی ساخت همدمشان
99
که تو را شوق آن شود جامی
که رهی همچو میوه از خامی
1010
شیوه نارسیدگان بگذار
رسم و راه رسیدگان بردار
1111
تا ز خامی خویش و هیچ کسی
به مقام رسیدگی برسی
1212
سوی پاکان توجهی می کن
به تکلف تشبهی می کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

