بخش 7 - جواب از این سؤال که چون دعای مظلوم مستجاب است چرا دعای اکثر مظلومان از اجابت در حجاب است

Toggle stanza 1
شنیدم که این نکته را ساده ای
1

شنیدم که این نکته را ساده ای

بپرسید روزی ز آزاده ای

2

که بسیار مظلوم را دیده ایم

فراوان دعاهاش بشنیده ایم

3

یکی خصم را بسته غم نکرد

سر مویی از فرق او کم نکرد

4

بگفت آن که سنگ از دمش موم نیست

اگر زیر تیغ است مظلوم نیست

5

ستمکش اگر نی ستمگر بود

قبول دعایش مقرر بود

6

وگر شغل او هم ستم پیشگیست

دعای وی از کوته اندیشگیست

7

چو باشد دلش را سوی ظلم رو

نیاید دعایش فرو جز به رو

8

درین ظلمت آباد پر گفت و گوی

بسی ظالمانند مظلوم روی

9

غلام از ستم چوب بر خر شکست

به پاداش آن خواجه اش سر شکست

10

زد انبان آن بیوه را رخنه موش

برآورد گربه ز جانش خروش

11

بر آن مور گنجشک هم زور کرد

ازو دیگری معده معمور کرد

12

نیابد امان دیگری نیز هم

ز چیزی شود پست و ناچیز هم

13

همی رو چنین تا رسد سلسله

به جایی کز آنجا نشاید گله

14

از آنجا همه عدل مطلق بود

حق محض و خیر محقق بود

15

چو آنجا رسیدی خموشی به است

ز هر گفت و گو تیز هوشی به است

16

بیا ساقیا برگ عشرت بساز

مکن در به روی حریفان فراز

17

که از دولت شه نه کاووس و کی

بگیریم جام و بنوشیم می

18

بیا مطربا مرحبایی بزن

دعایی بگوی و نوایی بزن

19

که طبع شه از هر غم آزاد باد

به عدلش همه عالم آباد باد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور