شمارهٔ 95 - رباعی
Toggle stanza 1نام بت من که مه ز رویش خجل است
11
نام بت من که مه ز رویش خجل است
ده حرف ز نظم حافظ مرتحل است
22
اول ششم هجی و قلبش روشن
لیکن عجب آن که جمله اجزاش دل است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
اینبار نه بانگ چنگ و نای و دهلاست
کاین بار شکار شیر و جنگ مُغُلاست!
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 12
مسجود ملایک دو تن از آب و گل است
ز آدم چو گذشت این نگار چگل است
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 34
گر در هیچی مایهٔ شادی و بقاست
ور در همهای قاعدهٔ درد و بلاست
عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 14
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

