شمارهٔ 38

Toggle stanza 1
برو زاهد به امیدی که داری
1
برو زاهد به امیدی که داری
که دارم همچو تو امیدواری
2
به جز ساغر چه دارد لاله در دست
بیا ساقی بیاور آنچه داری
3
مرا در رسته دیوانگان کش
که مستی خوشتر است از هوشیاری
4
بپرهیز از من ای صوفی بپرهیز
که کردم توبه از پرهیزکاری
5
بیا دل در خم گیسوی او بند
اگر خواهی خلاصی رستگاری
6
به دور گل خدا را توبه بشکن
که عهد گل ندارد استواری
7
عزیزا نوبهار عمر بگذشت
چو بر طرف چمن باد بهاری
8
بیا حافظ به پند تلخ کن نوش
چرا عمری به غفلت می گذاری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 936

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و نشاط و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2665

به تن این جا به باطن در چه کاری

شکاری می‌کنی یا تو شکاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2666

اگر یار مرا از من برآری

من او گشتم بگو با او چه داری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2686

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و وصال و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2687

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و شراب و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2688

منم غرقه درون جوی باری

نهانم می‌خلد در آب خاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2689

چو عشق آمد که جان با من سپاری

چرا زوتر نگویی کآری آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2690

نگفتم دوش ای زین بخاری

که نتوانی رضا دادن به خواری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2691

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور