شمارهٔ 63

Toggle stanza 1
دل شوق لبت مدام دارد
1

دل شوق لبت مدام دارد

یا رب ز لبت چه کام دارد

2

جان عشرت مهر و باده شوق‌

در ساغر دل مدام دارد

3

شوریدهٔ زلف یار دایم‌

در دام بلا مقام دارد

4

آخر نرسد که باز پرسیم‌

کآن دلبر ما چه نام دارد

5

با یار کجا نشیند آن کاو

اندیشه خاص و عام دارد

6

خرّم دل آن کسی که صحبت‌

با یار علی‌الدّوام دارد

7

تا صید کند دلی بشوخی‌

بر گل ز بنفشه دام دارد

8

حافظ چو دمی خوش است مجلس‌

اسباب طرب تمام دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور