شمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ

Toggle stanza 1
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
1
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد
2
اگر چه گرد برانگیختی ز هستی من
غباری از من خاکی به دامنت مرساد
3
چو در به روی من ای نور دیده در بستی
دگر جهان در شادی به روی من نگشاد
4
خیال روی توام دیده می‌کند پُر خون
هوای زلف توام عمر می‌دهد بر باد
5
نه در برابر چشمی نه غایب از نظرم
نه یاد می‌کنی از من، نه می‌روی از یاد
6
به جای طعنه اگر تیغ می‌زند دشمن
ز دوست دست نداریم، هر چه باداباد
7
ز دست عشق تو عبدالمجید جان نبرد
که جان ز محنت شیرین نمی‌برد فرهاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 911

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 929

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 957

به اتّفاق، دگر دل به کَس نباید داد

زِ خستگی که درین نوبت اتّفاق افتاد

سعدیمواعظمراثیدر مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگی

جهان بر آب نهاده‌ست و زندگی بر باد

غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور