قطعه شمارهٔ 7

Toggle stanza 1
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
1
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
2
نخست پادشهی همچو او ولایت‌بخش
که جان خویش بپرورد و دادِ عیش بداد
3
دگر مربی اسلام شیخ مجدالدین
که قاضی‌ای بِه از او آسمان ندارد یاد
4
دگر بقیهٔ ابدال شیخ امین الدین
که یمن همت او کارهای بسته گشاد
5
دگر شهنشه دانش عضد که در تصنیف
بنای کار مواقف به نام شاه نهاد
6
دگر کریم چو حاجی قوام دریادل
که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و داد
7
نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند
خدای عز و جل جمله را بیامرزاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد

حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 952

ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد

قفس شکسته‌ام و آشیان نمانده به یاد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 911

خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد

مقیم کنج قناعت درین خراب آباد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد

بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 27

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 918

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 928

ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد

هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول مباد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 929

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 957

به اتّفاق، دگر دل به کَس نباید داد

زِ خستگی که درین نوبت اتّفاق افتاد

سعدیمواعظمراثیدر مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگی

جهان بر آب نهاده‌ست و زندگی بر باد

غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 10 - در نصیحت و ستایش

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور