غزل شمارهٔ 414

شاعر: حافظ

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: ارکو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
1
گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
باد بهار می‌وزد بادهٔ خوش‌گوار کو؟
2
هر گل نو ز گل‌رخی یاد همی کند ولی
گوش سخن‌شنو کجا؟ دیدهٔ اعتبار کو؟
3
مجلس بزم عیش را غالیهٔ مراد نیست
ای دمِ صبحِ خوش‌نفس نافهٔ زلف یار کو؟
4
حُسن‌فروشیِ گلم نیست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو؟
5
شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو؟
6
گفت «مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو؟»
مُردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو؟
7
حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است
از غم روزگارِ دون، طبعِ سخن‌گزار کو؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور