غزل شمارهٔ 1

شاعر: حافظ

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: لها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
1
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها

Ho! O Saki, pass around and offer the bowl: For love at first appeared easy, but difficulties have occurred.

2
به بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید
ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

By reason of the perfume of the musk-pod, that, at the end, the breeze displayeth from that fore-lock, From the twist of its musky curl, what blood befell the hearts!

3
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم
جَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها

In the stage of the Beloved, mine what ease and pleasure, when momently, The beil giveth voice, saying: “Bind ye up the chattels of existence!”

4
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید
که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها

With wine, becolor the prayer-mat if the Pir of the Magians bid thee; For of the way and usage of the stages not without knowledge is the holy traveler.

5
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل
کجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟

The dark night, and the fear of the wave, and the whirlpool so fearful. The light-burdened ones of the shore, how know they our state?

6
همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفل‌ها؟

By following my own fancy, me to ill fame all my work brought: Secret, how remaineth that great mystery whereof assemblies speak?

7
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها

Hafez! if thou desire the presence from Him be not absent: When thou visitest thy Beloved, abandon the world; and let it go.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جنون آنجا که می‌گردد دلیل وحشت دل‌ها

به‌ فریاد سپند از خود برون جسته‌ست‌ محفل‌ها

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 293

ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دل‌ها

که ره تا محمل لیلی‌ست بیرون‌گرد محمل‌ها

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 294

کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها

که باشد در کف او قوت جان‌ها قوت دل‌ها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 11

شراب لعل باشد قوت جان‌ها قوت دل‌ها

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 12

رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محمل‌ها

که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزل‌ها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13

تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها

که می بخشد صفای می فروغ خلوت دل‌ها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها

که بوی دوست می‌آید ازآن فرسوده منزل‌ها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 18

هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها

که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفل‌ها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6

الا یا ایها الساقی می آمد حل مشکل‌ها

ز می مشکل بود توبه ادر کاسا و ناولها

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 7

مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها

که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزل‌ها

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور