غزل شمارهٔ 449

شاعر: حافظ

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: امیداری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
ای که مهجوری عشاق روا می‌داری
1
ای که مهجوری عشاق روا می‌داری
عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری

O thou that lawful, the separation of lovers holdest; (And) apart from thy bosom, lovers holdest !

2
تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا می‌داری

With a little water, the thirsty one of the desert, aid ; By reason of that hope that, in this Path to God, thou holdest.

3
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

O soul ! my heart, thou ravishedest ; and thee, I forgave. But Guard of it, keep better than this (guard) that of me thou keepest.

4
ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری

Our cup that the other adversaries drink, (It) we endure, if, lawful, thou holdest.

5
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

O (contemptible) fly! the presence of the (mighty) Simurgh is not thy place of display ; Thy own honour, thou takest ; and, our trouble, thou causest.

6
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری؟

Excluded from this door (of the true Beloved), by thy own fault, thou fellest, Of whom, bewailest thou ? complaint, wherefore (is it that) thou hast ?

7
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا می‌داری؟

Hafiz ! from kings, shelter in service they seek ; Work not done, hope of gift what (is it that) thou holdest ?

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…