غزل شمارهٔ 492

شاعر: حافظ

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سلامی چو بوی خوش آشنایی
1
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم، دیدِهٔ روشنایی
2
درودی چو نورِ دلِ پارسایان
بدان شمعِ خلوتگه پارسایی
3
نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه، ساقی کجایی؟
4
ز کوی مُغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاحِ مشکل‌گشایی
5
عروس جهان گر چه در حد حُسن است
ز حد می‌برد شیوهٔ بی‌وفایی
6
دل خستهٔ من گرش همتی هست
نخواهد ز سنگین‌دلان، مومیایی
7
مِیِ صوفی‌افکن، کجا می‌فروشند؟
که در تابم از دست زهدِ ریایی
8
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبوده‌ست خود، آشِنایی
9
مرا گر تو بگذاری, اِی نفس طامِع!
بسی پادِشایی کنم در گدایی
10
بیاموزمت کیمیای سعادت
ز هم‌صحبت بد، جدایی، جدایی
11
مکن حافظ از جورِ دوران، شکایت
چه دانی تو ای بنده! کار خدایی؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور