غزل شمارهٔ 349

شاعر: حافظ

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ونکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
1
دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم
2
قامتش را سرو گفتم، سر کشید از من به خشم
دوستان از راست می‌رَنجَد نِگارم، چون کنم؟
3
نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار
عشوه‌ای فرمای تا من طبع را موزون کنم
4
زردرویی می‌کَشَم زان طبعِ نازک، بی‌گناه
ساقیا جامی بده تا چهره را گُلگون کنم
5
ای نسیمِ منزلِ لیلی خدا را تا به کی
رَبع را برهم زنم، اَطلال را جیحون کنم
6
من که رَه بُردم به گنجِ حُسنِ بی‌پایان دوست
صد گدایِ همچو خود را بعد از این قارون کنم
7
ای مَهِ صاحب قران، از بنده حافظ یاد کن
تا دعایِ دولتِ آن حُسنِ روزافزون کنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور