Toggle stanza 1
بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر
1

بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر

چو اشک از سر مژگان چکیدنم بنگر

2

ز من به جرم تپیدن کناره می کردی

بیا به خاک من و آرمیدنم بنگر

3

گذشته کار من از رشک غیر شرمت باد

به بزم وصل تو خود را ندیدنم بنگر

4

شنیده ام که نبینی و ناامید نیم

ندیدن تو شنیدم شنیدنم بنگر

5

دمید دانه و بالید و آشیانگه شد

در انتظار هما دام چیدنم بنگر

6

نیازمندی حسرت کشان نمی دانی

نگاه من شو و دزدیده دیدنم بنگر

7

اگر هوای تماشای گلستان داری

بیا و عالم در خون تپیدنم بنگر

8

جفای شانه که تاری گسسته زان سر زلف

ز پشت دست به دندان گزیدنم بنگر

9

بهار من شو و گل گل شگفتنم دریاب

به خلوتم بر و ساغر کشیدنم بنگر

10

به داد من نرسیدی ز درد جان دادم

به داد طرز تغافل رسیدنم بنگر

11

تواضعی نکنم، بی تواضعی غالب

به سایه خم تیغش خمیدنم بنگر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور