Toggle stanza 1
گویی که هان وفا که وفا بوده است شرط
1

گویی که هان وفا که وفا بوده است شرط

آری همین ز جانب ما بوده است شرط

2

هی هی نه یادداشت نخستینه شرط بود

گفتی ز یاد رفت چه ها بوده است شرط

3

بس نیست این که می گذرد در خیال ما

گفتی به عشق آه رسا بوده است شرط

4

لب بر لبت نهادن و جان دادن آرزوست

در عرض شوق حسن ادا بوده است شرط

5

میرم ز رشک گر همه بویت به من رسد

که‌آمیزش شمال و صبا بوده است شرط

6

گو در میان نیامده باشد ولی به دهر

اندازه ای ز بهر جفا بوده است شرط

7

گرم ست دم به ناله سرشکی فرو ببار

پاکی پی بساط دعا بوده است شرط

8

همدم نمک به زخم دلم مشت مشت ریز

آخر نه پرسشی به سزا بوده است شرط؟

9

تا نگذرم ز کعبه چه بینم که خود ز دیر

رفتن به کعبه رو به قفا بوده است شرط

10

غالب به عالمی که تو ای خون دل بنوش

از بهر باده برگ و نوا بوده است شرط

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور