بخش 5 - غزل
Toggle stanza 1عاشقی ترک خواب و خور کرده
11
عاشقی ترک خواب و خور کرده
جای خود را ز گریه تر کرده
22
حیرت حسن دوست جانش را
از تن خویش بیخبر کرده
33
دایم اندر نماز و روزهٔ عشق
درس عشاق را ز بر کرده
44
پیش تیر ارادت معشوق
جگر خویش را سپر کرده
55
کارش از دست خود بدر رفته
یارش از کوی خود بدر کرده
66
در ره کوی دوست بیسر و پا
دل و جان داده، پا ز سر کرده
77
همت عالیش عراقی را
سفر راه پرخطر کرده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

