بخش 3 - مثنوی
Toggle stanza 1تا غمت با من آشنایی کرد
11
تا غمت با من آشنایی کرد
دلم از جان خود جدایی کرد
22
تا غم تو قبول کرد مرا
هستی خود ملول کرد مرا
33
در سماع توام، چو حال گرفت
از وجود خودم ملال گرفت
44
آیت عشق تو چو بر خواندم
مایهٔ جان و دل برافشاندم
55
هر کجا آفتاب حسن تو تافت
عاشقان را بجست و نیک بیافت
66
اگر، ای آفتاب جانافروز
شب ما از رخ تو گردد روز
77
اندر آن بس بود ز روی تو تاب
گو: دگر آفتاب و ماه متاب
88
ای ز عشاق گرم بازارت
به ز من عالمی خریدارت
99
من کیم، تا زنم ز عشق تو لاف؟
نیست دعوای این سخن ز گزاف
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

