غزل شمارهٔ 119
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
11
دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
وز هر دو جهان مهر گسستیم دگربار
22
جام دو جهان پر ز می عشق تو دیدیم
خوردیم می و جام شکستیم دگربار
33
شاید که دگر نعرهٔ مستانه برآریم
کز جام می عشق تو مستیم دگربار
44
المنة لله که پس از محنت بسیار
با تو نفسی خوش بنشستیم دگربار
55
چون طرهٔ تو شیفتهٔ روی تو گشتیم
هیهات! که خورشید پرستیم دگربار
66
ما ترک مراد دل خودکام گرفتیم
تا هرچه کند دوست خوشستیم دگربار
77
با عشق تو ما راه خرابات گرفتیم
از صومعه و زهد برستیم دگربار
88
در بندگی زلف چلیپات بماندیم
زنار هم از زلف تو بستیم دگربار
99
تا راز دل ما نکند فاش عراقی
اینک دهن از گفت ببستیم دگربار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

