غزل شمارهٔ 235
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1ای راحت روح هر شکسته
11
ای راحت روح هر شکسته
بخشای به لطف بر شکسته
22
بر جان من شکسته رحم آر
کاشکستهترم ز هر شکسته
33
پیوسته ز غم شکسته بودم
این لحظه شدم بتر شکسته
44
ای بار غمت شکسته پشتم
تو رخ ز شکسته برشکسته
55
بر سنگ مزن تو سینهٔ ما
بیقدر شود گهر شکسته
66
ای تیر غمت رسیده بر دل
پیکان تو در جگر شکسته
77
بی لطف تو کی درست گردد؟
جانا دل من به سر شکسته
88
آمد به درت ندیده رویت
زان شد دل من مگر شکسته
99
در کوی تو جان سپرد دگر بار
آن مرغک بال و پر شکسته
1010
دل بندهٔ توست در همه حال
گر غمزده است و گر شکسته
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

