غزل شمارهٔ 94

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آن را که غمت ز در براند
1

آن را که غمت ز در براند

بختش همه دربدر دواند

2

وآن را که عنایت تو ره داد

جز بر در تو رهی نداند

3

وآن را که قبول عشقت افتاد

جان را بدهد، غمت ستاند

4

عاشق که گذر کند به کویت

جان پیش سگ درت فشاند

5

با وصل بگو که: عاشقان را

از دست فراق وارهاند

6

بیچاره دلم که کشتهٔ توست

دور از رخ تو نمی‌تواند

7

بویی به نسیم کوی خود ده

تا صبحدمی به دل رساند

8

کین مرده به بوت زنده گردد

وز عشق رخت کفن دراند

9

مگذار که خسته دل عراقی

بی‌عشق تو عمر بگذراند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور