غزل شمارهٔ 99
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1نگارا، جسمت از جان آفریدند
11
نگارا، جسمت از جان آفریدند
ز کفر زلفت ایمان آفریدند
22
جمال یوسف مصری شنیدی؟
تو را خوبی دو چندان آفریدند
33
ز باغ عارضت یک گل بچیدند
بهشت جاودان زان آفریدند
44
غباری از سر کوی تو برخاست
وزان خاک آب حیوان آفریدند
55
غمت خون دل صاحبدلان ریخت
وزان خون لعل و مرجان آفریدند
66
سراپایم فدایت باد و جان هم
که سر تا پایت از جان آفریدند
77
ندانم با تو یک دم چون توان بود؟
که صد دیوت نگهبان آفریدند
88
دمادم چند نوشم درد دردت؟
مرا خود مست و حیران آفریدند
99
ز عشق تو عراقی را دمی هست
کزان دم روی انسان آفریدند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

