Toggle stanza 1
جانا، نظری به ما نکردی
1

جانا، نظری به ما نکردی

با خویشتن آشنا نکردی

2

یکدم به مراد ما نبودی

یک کار برای ما نکردی

3

یک وعدهٔ خود بسر نبردی

یک حاجت ما روا نکردی

4

ما را به وصال وعده دادی

و آن وعدهٔ خود وفا نکردی

5

هر لابه، که بر در تو کردیم

نشنیدی و گوش وا نکردی

6

در کوی تو آمدیم و ما را

بر خاک درت تو جا نکردی

7

پس در دل تو چگونه گنجم؟

چون بر در خود رها نکردی

8

درد دل خستهٔ عراقی

دیدی، به کرم دوا نکردی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور