Toggle stanza 1
باز دل از در تو دور افتاد
1
باز دل از در تو دور افتاد
در کف صد بلا صبور افتاد
2
نیک نزدیک بود بر در تو
تا چه بد کرد کز تو دور افتاد
3
یا حسد برد دشمن بد دل
یا مرا دوستی غیور افتاد
4
ماتم خویشتن همی دارد
چون مصیبت زده، ز سور افتاد
5
چون ز خاک در تو سرمه نیافت
دیده‌ام بی‌ضیا و نور افتاد
6
جان که یک ذره انده تو بیافت
در طربخانهٔ سرور افتاد
7
از بهشت رخ تو بی‌خبر است
تن که در آرزوی حور افتاد
8
چون عراقی نیافت راه به تو
گمرهی گشت و در غرور افتاد

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور