غزل شمارهٔ 31

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: یناست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
شاد کن جان من، که غمگین است
1
شاد کن جان من، که غمگین است
رحم کن بر دلم، که مسکین است
2
روز اول که دیدمش گفتم:
آنکه روزم سیه کند این است
3
روی بنمای، تا نظاره کنم
کآرزوی من از جهان این است
4
دل بیچاره را به وصل دمی
شادمان کن، که بی‌تو غمگین است
5
بی‌ رُخَت دین من همه کفر است
با رُخَت کفر من همه دین است
6
گه گهی یاد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شیرین است
7
دل به تو دادم و ندانستم
که تو را کبر و ناز چندین است
8
بنوازی و پس بیازاری
آخر، ای دوست این چه آیین است؟
9
کینه بگذار و دلنوازی کن
که عراقی نه در خور کین است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور