غزل شمارهٔ 22
Toggle stanza 1چنین که حال من زار در خرابات است
11
چنین که حال من زار در خرابات است
می مغانه مرا بهتر از مناجات است
22
مرا چو مینرهاند ز دست خویشتنم
به میکده شدنم بهترین طاعات است
33
درون کعبه عبادت چه سود؟ چون دل من
میان میکده، مولای عزی و لات است
44
مرا که بتکده و مصطبه مقام بوَد
چه جای صومعه و زهد و وجد و حالات است؟
55
مرا که قبله خم ابروی بتان باشد
چه جای مسجد و محراب و زهد و طاعات است
66
ملامتم مکنید، ار به دیر درد کشم
که حال بیخبران، بهترینِ حالات است
77
ز ذوق با خبری آن که را خبر باشد
به نزد او سخن ناقصان خرافات است
88
خراب کوی خرابات را از آن چه خبر؟
که اهل صومعه را بهترین مقامات است
99
اگر چه اهل خرابات را ز من ننگی است
مرا نصیحت ایشان بسی مباهات است
1010
کسی که حالت دیوانگان میکده یافت
مقام اهل خرد نزدش از خرافات است
1111
گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه
سفید کردن آن نوعی از محالات است
1212
کجاست می؟ که به جان آمدم ز خسته دلی
که پر ز شیوه و سالوس و زرق و طامات است
1313
مقام دردکشانی که در خراباتند
یقین بدان که ورای همه مقامات است
1414
کنون مقام عراقی مجوی در مسجد
که او حریف بتان است و در خرابات است
زمین

