غزل شمارهٔ 248
شاعر: عراقی
Toggle stanza 1پیش ازینم خوشترک میداشتی
11
پیش ازینم خوشترک میداشتی
تا چه کردم؟ کز کفم بگذاشتی
22
باز بر خاکم چرا میافگنی؟
چون ز خاک افتاده را برداشتی
33
من هنوز از عشق جانی میکنم
تو مرا خود مردهای انگاشتی
44
تا نیابم یک دم از محنت خلاص
صد بلا بر جان من بگماشتی
55
تا شبیخونی کنی بر جان من
صد علم از عاشقی افراشتی
66
من ندارم طاقت آزار تو
جنگ بگذار، آشتی کن، آشتی
77
هان! عراقی، خون گری کامید تو
آن چنان نامد که میپنداشتی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

