غزل شمارهٔ 350
Toggle stanza 1پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
11
پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
کهگرد نام نشسته است بر نگین حباب
22
نفسشمار زمانیم تا نفس نزدن
همین شهور حباب و همین سنین حباب
33
ز ششجهت مژه بندید و سیرخویشکنید
نگهکجاست به چشم خیال بین حباب
44
ز عمر هرچه رود، آمدن نمیداند
مخور فریب نفسهای واپسین حباب
55
به فرصتیکه نداریکدام عشوه چه ناز
ز فربهی نکنی تکیه برسرین حباب
66
مقیم پردهٔ ناموس فقر باید بود
کجاست دستکه برداری آستین حباب
77
چه نشئه داشت می ساغر سبکروحی
کهگشت موجگهر درد تهنشین حباب
88
سحاب مزرعهٔ اعتبار منفعلیست
تو هم نمی زعرق ریزبرزمین حباب
99
دماغکسب وقارم نشدکفیل وفا
جهان بهکیشگهر ساخت من به دین حباب
1010
کراست ضبط عنان، عرصهٔ گروتازیست
برآمدهست سوار نفس به زین حباب
1111
زمان پر زدن زندگی معین نیست
تو محو باش ته دامن است جین حباب
1212
شکست دل به چه تدبیرکم شود بیدل
هزار موجکمر بسته درکمین حباب
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

