غزل شمارهٔ 32

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
1
به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
رگ گل رشتهٔ شیرازه شد جمعیت ما را
2
خرامت بال شوقم داد در پرواز حیرانی
که چون قُمری قدح در چشم دارم سرو مینا را
3
نگه شد شمع فانوس خیال از چشم‌پوشیدن
فنا، مشکل که از عاشق برد ذوق تماشا را
4
درین محفل سراغ گوشهٔ امنی نمی‌یابم
چو شمع آخر گریبان می‌کنم نقش کف پا را
5
کف خاکی ندارم قابل تعمیر خودداری
جنون افشاند بر ویرانه‌ام دامان صحرا را
6
به غیر از نیستی، لوح عدم نقشی نمی‌بندد
اگر خواهی نگردی جلوه‌گر، آیینه کن ما را
7
ندارد حال ما اندیشهٔ مستقبل دیگر
که گم کردیم در آغوش دی‌، امروز و فردا را
8
نه از موج نسیم است این‌قدرها جوش بی‌تابی
تب شوق کسی در رقص دارد نبض دریا را
9
خموشی غیر افسردن چه گل ریزد به دامانت
اگر آزاده‌ای، با ناله کن پیوند اعضا را
10
اقامت‌تهمتی، در محفل کم‌فرصت هستی
چو عکس ازخانهٔ آیینه بیرون گرم‌کن جا را
11
مآل شعله هم داغ است، اگز آسودگی خواهی
به صد گردن مده از کف جبین سجده‌فرسا را
12
نشان‌ها نیست غیر از نام، آن هم تا تویی بیدل
جهانی دیده‌ای‌، بشمار نقش بال عنقا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3

چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را

که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 73

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 61

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 1

سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را

که نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 330

ز سرسبزی حیات جاودان بخشد تماشا را

به آب زندگی پرورده اند آن سرو بالا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 331

به هر نوعی که می خواهد دلت بشکن دل ما را

که از مستان نمی گیرند خون جام و مینا را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 332

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور