غزل شمارهٔ 2089
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1امشب ان مست ناز میرسدم
11
امشب ان مست ناز میرسدم
رفتن از خویش باز میرسدم
22
عشق را با من امتحانی هست
نقد رشکم گداز میرسدم
33
گریه و ناله عذرخواه منند
دردم افشای راز میرسدم
44
بستهام دل به تار گیسویی
ناز عمر دراز میرسدم
55
مو به مویم تپیدن آهنگست
مگر آن دلنواز میرسدم
66
به حریفان ز موج می نرسید
آنچه از تار ساز میرسدم
77
نیام از چشمت آنقدر محروم
مژهواری نیاز میرسدم
88
عمرها رنگ بایدم گرداند
بیخودی هم نیاز میرسدم
99
رنگ مینای اعتباراتم
بر شکست امتیاز میرسدم
1010
یارب از دست دامنش نرود
هوش اگر رفت باز میرسدم
1111
صبح شبنم کمین این چمنم
از نفس هم گداز میرسدم
1212
محو دیدارم آنقدر بیدل
که بر آیینه ناز میرسدم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

