غزل شمارهٔ 983

Toggle stanza 1
در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر دارد
1

در این وادی‌ کف یایی ز آسایش خبر دارد

که بالینهای نرم آبله در زیر سر دارد

2

نمی‌گردد فروغ عاریت شمع ره مستان

به نوز باده چشم جام‌، سامان نظر دارد

3

به دل رو کن اگر سرمنزل امنی هوس داری

نفس در خانهٔ آیینه آرامی سفر دارد

4

سلامت ‌نیست‌ ساز دل‌، چه در صحرا، چه در منزل

متاع رنگ ما صد کاروان آفت به‌ بر دارد

5

مرید نام را نبود گزیر از خون دل خوردن

نگین دایم ز نقش خویش دندان بر جگر دارد

6

کدامین دستگاه آیینهٔ نازست دریا را

که از افسردگی‌ها خاک ساحل هم‌ گهر دارد

7

دوبینیهاست اما در شهود غیر احول را

به خودگر می‌ گشاید چشم از وحدت خبر دارد

8

نمی‌دانم چه آشوبی‌که در بزم تماشایت

نگال از موج مژگان هر طرف دستی به سر دارد

9

به آهی می‌توان رخت جهان خاکستری‌کردن

که‌گلخنها به سامان است‌ گر دل یک شرر دارد

10

تحیر نقش نیرنگ دو عالم سوخت در چشمم

چراغ خانهٔ آیینه‌ام برقی دگر دارد

11

به این بی‌ دست و پایی‌ کیست‌گرد ‌دستگیر من

مگر همچون سپند از جای خویشم ناله بر‌دارد

12

حباب از حیرت‌ کم‌فرصتی‌های زمان بیدل

نگاهی جانب دریا به پشت چشم تر دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد

که پرویز از لب شیرین دهانی پر شکر دارد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 182

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 563

یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

نمی‌خواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 584

مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد

که خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 34 - در دل نبستن به مهر دنیا

مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد

که نخل ایمن نباشد از تزلزل تا ثمر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2907

اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد

ولی شهد خموشی در نظر شان دگر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2909

اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد

میان بهله دار ترک ما دست دگر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2910

فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد

ولی هر قطره‌ای از وی به صد دریا اثر دارد

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 183

دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد

ز اوراق ‌کتاب رنگ گل جزوی به سر دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 979

بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد

در این کشور میان‌کو تا دماغ بهله بردارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 980

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور