غزل شمارهٔ 979

Toggle stanza 1
دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
1

دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد

ز اوراق ‌کتاب رنگ گل جزوی به سر دارد

2

چه‌مکان‌است‌کیرد بهرای شوق از خط خوبان

نگاه بوالهوس از سرمه هم خاکی به سردارد

3

چو برگ گل‌کز آسیب نسیمی رنگ می‌بازد

تن نازک مزاج او ز بوی‌گل خطر دارد

4

توان از نرمی دل محرم درد جهان ‌گشتن

که طبع مومیایی از شکستنها خبر دارد

5

بغیر از خاک‌ گردیدن پناهی نیست ظالم را

که تیغ شعله در خاکستر امید سپر دارد

6

مباد از صحبت آیینه ناگه منفعل‌ گردی

که آن‌گستاخ روی سنگدل دامان تر دارد

7

شدم خاک و ز وحشت بر نمی‌آید غبار من

به خاکستر هنوز این شعلهٔ افسرده پر دارد

8

دل آسوده تشویش بلای دیگر است اینجا

صدف ایمن نباشد از شکستن تاگهر دارد

9

بغیر از خودگدازی چیست در بنیاد محرومی

دل عاشق همین خون‌گشتنی دارد اگر دارد

10

به نومیدی ز امید ثمر برگ قناعت ‌کن

که نخل باغ فرصت ریشه درطبع شرر دارد

11

ز ناهنجاری مغرور جاه ایمن مشو بیدل

لگداندازیی بر پرده دارد هرکه خر دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد

که پرویز از لب شیرین دهانی پر شکر دارد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 182

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 563

یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد

نمی‌خواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 584

مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد

که خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 34 - در دل نبستن به مهر دنیا

مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد

که نخل ایمن نباشد از تزلزل تا ثمر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2907

اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد

ولی شهد خموشی در نظر شان دگر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2909

اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد

میان بهله دار ترک ما دست دگر دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2910

فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد

ولی هر قطره‌ای از وی به صد دریا اثر دارد

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 183

بت هندی‌ کی از دردسر ترکان خبر دارد

در این کشور میان‌کو تا دماغ بهله بردارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 980

بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد

که این شمع خموش امشب نگاهی در سفر دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 982

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور