غزل شمارهٔ 647
Toggle stanza 1قابل نخل ما بر دگرست
11
قابل نخل ما بر دگرست
گردن شمع را سر دگرست
22
سر به گردون فرو نمیآربم
این هواهای منظر دگرست
33
کشت اقبال معصیتها سبز
ابر ما، دامنتر دگرست
44
از دم واپسین خبر جستم
گفت این دور ساغر دگرست
55
خواجه در هر لباس گرداندن
چون تأملکنی خر دگرست
66
با حریصان عجوز دنیا را
زن مخوانید شوهر دگرست
77
عالمی را چو شمع حسرت خورد
وضع خمیازه از در دگرست
88
راست بر جادهٔ جنون تازند
موی ژولیده مسطر دگرست
99
راحت از وضع سایهکسبکنید
پهلوی عجز بستر دگرست
1010
نامهام فالبین قاصد نیست
رنگ اگر بشکند پر دگرست
1111
به کجا سرنهم که چون زنجیر
هر دری حلقهٔ در دگرست
1212
بیدل آگه نهای ز ضبط نفس
گره رشته گوهر دگرست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

