Toggle stanza 1
یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شود
1

یاد تو آتشی است که خامش نمی‌شود

حق نمک چو زخم فرامش نمی‌شود

2

زین اختلاطها که مآلش ندامت است

خوشدل همان کسی که دلش خوش نمی‌شود

3

بوی‌ کباب مجلس تنهایی‌ام خوش است

کانجا جگر ز بی‌نمکی شش نمی‌شود

4

ملکی‌ست بیکسی‌ که در آنجا غریب یأس

گر می‌شود شهید ستمکش نمی‌شود

5

بیدل مزیل عقل‌، شراب تعلق است

مست تغافل این همه بیهش نمی‌شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور