غزل شمارهٔ 1056

Toggle stanza 1
نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
1

نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد

تبسم شور چندین محشر از کوثر برون آرد

2

ز ریحان خطت بالد بهار سبزهٔ جنّت

وز آن زلف‌ دو تا روح‌الامین شهپر برون آرد

3

به گلشن گر ز پا افتد غبار راه جولانت

بهار از غنچه و گل بالش و بستر برون آرد

4

لبت در خنده‌ گوهر ریزد از آغوش برگ گل

رخت‌گاه عرق از آفتاب اختر برون آرد

5

رم دیوانهٔ شوق تو گر جولان دهد گردی

به چندین‌ گردباد آه از دل محشر برون آرد

6

گرفتم بی‌نقابی رخصت نظّاره است اینجا

نگاهی‌کو که مژگان‌واری از خود، سر برون آرد

7

فسون نوخطیهای لبت بر سنگ اگر خوانم

گداز حسرتش صد آینه جوهر برون آرد

8

نمی‌ارزد به رنگ خوش عیار چهرهٔ عاشق

خزان از بوته‌های گل گرفتم زر برون آرد

9

همان پیرایهٔ وهم است اگر کامل شود زاهد

هیولا چون در سامان زند پیکر برون آرد

10

کهن شد سیر این گلشن کنون فال تحیر زن

مگر آیینه گردیدن ‌گل دیگر برون آرد

11

در این دریا، طلب آیینهٔ مطلوب می‌باشد

گره سازد نفس‌، غواص‌، تاگوهر برون آرد

12

قفس فرسودهٔ‌ گرد هوسهایم خوشا روزی

که پروازم چو بوی ‌گل ز بال و پر برون آرد

13

اگر صد بار آید موج تیغش بر سرم بیدل

حباب من ز جیب دل سر دیگر برون آرد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…