Toggle stanza 1
ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی
1

ز استغنا نگشتی مایل فریاد قربانی

زبانها داشت تا مژگان مبارک‌باد قربانی

2

مراد کشتگان هم از تو آسان برنمی‌آید

به یاد عید تا آید به یادت یاد قربانی

3

تحیر انتقام یک جهان وحشت کشید از من

ندارد حاجت دامی دگر صیاد قربانی

4

ز حیرت پا زدم نقش نگارستان امکان را

به مژگانم بنازد خامهٔ بهزاد قربانی

5

هنوز از چشم حیرانم سفیدی می‌کند توفان

کف ازجوش تسلی می‌کشد بنیاد قربانی

6

تحیر نسخه‌ها شسته‌ست در چشم سفید من

همین یک صفحه دارد جزو استعداد قربانی

7

سواد حیرتی روشن‌کنید از مشق تسلیمم

نشست سجده طرزی دارد از استاد قربانی

8

چه دیر و کعبه هر جا می‌روم خونی بحل دارم

مروت خاک شد تاکرد عشق ایجاد قربانی

9

کسی از عهدهٔ دیدار قاتل بر نمی‌آید

کبابم از نگاه هر چه باداباد قربانی

10

ز چشم بی‌نگه اجزای هستی مهرکن بیدل

ندارد انتخاب ما بغیر از صاد قربانی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور