غزل شمارهٔ 1693

Toggle stanza 1
نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور
1

نکرد ضبط نفس راز وحشتم مستور

چو بوی‌گل شدم آخر به خاموشی مشهور

2

ز جلوهٔ تو چه‌گوید زبان حیرت من

که هست جوهر آیینه درسخن معذور

3

به یاد لعل تو شیرازه می‌توان بستن

چو غنچه دفتر خمیازه برلب مخمور

4

سر بریده نجوشد چرا ز پیکر شمع

به محفل تو که آیینه می‌دهد منصور

5

اگر رهی به ادبگاه درد دل می‌برد

شکست شیشهٔ ما محتسب نداشت ضرور

6

ز ننگ زاهد ما بگذر ای برودت طبع

به حق ریش دوشاخی‌ که نیست کم ز سمور

7

خلاف قاعدهٔ اصل آفت‌انگیزست

حذر کنید ز آبی‌ که سرکشد ز تنور

8

به عالمی‌که زند موج شعله مجمر دل

ز چشمک شرری‌ بیش نیست آتش طور

9

ز صبح و شبنم این باغ چشم فیض مدار

مجو طراوت عیش از چکیدن ناسور

10

مروت است نگهبان عاجزان ورنه

کسی دیت ننماید طلب ز کشتن مور

11

غبار ذرگی آیینه‌دار منفعلی‌ست

چه ممکن است فلک‌ گشتنم‌ کند معذور

12

منی به جلوه رساندم‌ که در تویی‌ گم شد

نداشت آینهٔ عجز بیش از این مقدور

13

به جام خندهٔ‌گل مست عشرتی بیدل

نرفته‌ای به خیال تبسم لب‌گور

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سحر چو بر دل من تافت نور صبح نشور

صدای صیحه قوموا شنیدم از دم صور

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 4 - القصائد

تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور

تجلی تو درآنها به اختیار و شعور

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 248

خطی ست بر گل رویت ز مشک تر مسطور

که باد آفت چشم بد از جمال تو دور

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 442

ز خواب مستی دوشین چو دیده بگشودم

سفیده‌دم که شدم محرم سرای سرور

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 80

به دور عدل تو در زیر چرخ مینایی

چنان گریخت ز دهر دو رنگ، رنگ فتور

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 60

ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

نظر به حلقه مردان چه می‌کنید از دور

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1144

به من نگر که منم مونس تو اندر گور

در آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1145

قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور

خراب کار مرا شمس دین کند معمور

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1151

نظر دریغ مدار از من ای مه منظور

که مه دریغ نمی‌دارد از خلایق نور

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 29 - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

حکیمی را پرسیدند: از سخاوت و شجاعت کدام بهتر است؟

گفت: آن که را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست.

سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 48

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور