غزل شمارهٔ 257

Toggle stanza 1
چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
1
چون نقش پا ز عجز نگردید روی ما
در سجده خاک شد سر تسلیم خوی ما
2
بیهوده همچو موج زبان برنمی‌کشیم
لبریز خامشی‌ست چوگوهر سبوی ما
3
ای وهم عقده بر دل آزاد ما مبند
بی‌تخم رسته است چو میناکدوی ما
4
حیرت سجود معبد راز محبتیم
غیر ازگداز نیست چو شبنم وضوی ما
5
حرفی‌که دارد آینه مرهون حیرت است
سیلی‌خور زبان نشودگفتگوی ما
6
چون شمع سربلندی عشاق مفت نیست
یعنی به قدر سوختن است آبروی ما
7
مشهور عالمیم به نقصان اعتبار
اظهارعیب چون‌گل چشم است بوی ما
8
گمگشتگان وادی حیرت نگاهی‌ایم
درگرد رنگ‌باخته کن جستجوی ما
9
از بس‌که خوگرفتهٔ وضع ملامتیم
جزرنگ نیست‌گرشکندکس به روی ما
10
نتوان کشید هرزه‌تریهای عاریت
بیدل زبحرنظم بس است آب جوی ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور