غزل شمارهٔ 20

Toggle stanza 1
به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
1
به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
که خونها می‌خورد تا شیر می‌گردد سفید اینجا
2
مقیم نارسایی باش پیش از خاک گردیدن
که‌ سعی هر دو عالم چون عرق خواهد چکید اینجا
3
محیط از جنبش هر قطره‌ صد توفان جنون دارد
شکست رنگ امکان بود اگر یکدل تپید اینجا
4
گداز نیستی از انتظارم بر نمی ‌آرد
ز خاکستر شدن‌ گل می‌کند چشم سفید اینجا
5
ز ساز الفت آهنگ عدم در پردهٔ گوشم
نوایی می‌رسد کز بیخودی نتوان شنید اینجا
6
درین محنت‌سرا آیینهٔ اشک یتیمانم
که در بی‌دست و پایی هم مرا باید دوید اینجا
7
کباب خام‌سوز آتش حسرت دلی دارم
که هرجا بینوایی سوخت دودش سرکشید اینجا
8
نیاز سرکشان حسن آشوبی دگر دارد
کمین‌گاه تغافل شد اگر ابرو خمید اینجا
9
تپشهای نفس از پردهٔ تحقیق می‌گوید
که تا از خود اثر داری نخواهی آرمید اینجا
10
بلندست آنقدرها آشیان عجز ما بیدل
که بی‌سعی شکست بال و پر نتوان رسید اینجا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور